خرید بک لینک
پناه به کلمات .؛. از شر درماندگی فیلمی دیدم که توی پاریس بودند . که دختره فرانسوی بود . که یک مرد ِ انگلیسی هم تویش بود . بعد دوست داشتند این دو همدیگر را .نرسیدند ولی . پسره یکهو مرد . البته پسره نه . مرده . همه ی پسر های اینچنینی انگلیسی با این وقارشان مردند .اصلن فیلم مهم نیست . هرچند فیلم از آن فیلم خوب هاست . اما در این برهه مهم نیست . مهم این است که پاریس بودند . که آن مرد انگلیسی بود .مرد باید انگلیسی باشد . تا بشود با خیال راحت عاشقش شد .  از آن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش سلیمانی تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 14:02

پناه به کلمات .؛. از شر درماندگی هی زور میزند بخندد .صبح که از خواب بیدار میشود بخندد .شب که به خواب میرود بخندد .که شبیه خوشحالی های خودش باشد ..اما خب انگار زور ِ آدمها بی انتها نیست ..زور تمام میشود ..خنده اگر هی دلیلش شارژ نشود ، تمام میشود ..روزنه ی امید اگر خاک بگیرد ، بسته میشود ..حالا هی زور بزن امید بریزی توی روزهات ..بسته است آقا جان .. خاک چپیده توش .. هی امیدها به درِ بسته ی خاکی میرسند .. از آنهمه گردو غبار سرفه شان میگیرد ..امید هست ها .. اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش سلیمانی تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 14:02


" خواستم شماره ات را بگیرم و بگویمت که ببین فلانی ، خرابیِ ما از حد گذشته تر از این امیدهای در رفت و آمد است" بعد یادم آمد چند دقیقه پیش زنگ زدی و با ذوق خبری را دادی و رفتی .. اصلا همین ذوقت مرا به آن جمله رساند ..
همین که فهمیدم ذوقت از بی خبری ست ، از سوء تفاهم است .. ازینکه دلم نیامد حقیقت را بگویم و توی ذوقت بزنم ..
اما فلانی ..
خرابیِ ما از حد گذشته تر از این امید های در رفت و آمد است ..

برچسب: نویسنده: کیانوش سلیمانی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 12:44

این روزها که باید هرطور شده به هر زحمت بگذرانمش ،از بس نمی خواهمش ريالاز بس شبیه ِ هرآنچه خواسته بودم نیست ،برای التیامِ نخواستن هام مینشینم فکر می کنم از 7ِ صبح که بیدار میشوم برم آن دانشگاهِ خراب شده ، تا موقع برگشت چه کارها کنم که نپوسم ..چند روز زبان خواندم .. تمام شد ..بعد با خودم گفتم های .. "آن" بس است اینهمه نصفه نیمه بودن ..10 تا کتابِ تا نیمه رها شده ؟ تمامشان کن ..یکیشان را از 7.5 ِ صبح دست گرفتم ..نشستم توی تاکسی ِ به سمت ِ دانشکده پزشکی ِ شهرِ کاش ها ..برای اولین بار بیخیال ِ اینکه دیر میرسم ، به ساعت نگاه نکردم و فقط کتاب خواندم .." تمام ِ چیزهایی که جایشادامه مطلب

برچسب: این روزها که میگذرد,اين روزها كه مي گذرد شادم,این روزها که میگذرد جور دیگرم,این روزها که میگذرد خوشحالم,اين روزها كه مي گذرد,این روزها که میگذرد هر روز,اين روزها كه مي گذرد احساس مي كنم,این روزها که می گذرد احساس می کنم, نویسنده: کیانوش سلیمانی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 21:40

ولی آخرش ،
آخرِ همه این آمدن ها و رفتن ها ،
آنکه هیچ وقت کم نمی آورد توی داستانِ "چطور خوشحال کردنت ، چطور زنده کردنت ، چطور مدام و تا آخر بلد بودنت " میماند ..
او فقط حقِ ماندن دارد ..
اما او ، این دور و بر ، تا ابد ، چه کسی ست جز خودت ؟..
که اگر دیدی کسی جز خودت ، هرگز رهایش مکن ..

برچسب: ماندن تامپون در رحم,تازه ماندن سبزی خوردن,تازه ماندن کیک,تازه ماندن گل,تازه ماندن خیار در یخچال,تازه ماندن خیار,تازه ماندن نان,تازه ماندن شیرینی,تازه ماندن دسته گل,تاب ماندن ندارم, نویسنده: کیانوش سلیمانی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 1:26

از آن وقت هایی که بنشینی چندبار "غرورو تعصب" ببینی ..
و توی دلت هی آخ ردیف کنی ..
و فکر کنی که مستر دارسی های این دنیا خودشان را کجا گم و گور کرده اند ..

برچسب: meaning,m,com,,l,b,c,relative path,emoticon,gcc libgcc mvars, نویسنده: کیانوش سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 17:02

حالا هرچقدر هم خودت را به آن راه بزنی و بگویی نه .. من دنیایم را بهترزین ها میکنم .. من میرسم .. به از کوچکترین رسیدنی ها گرفته تا بزرگترینشان ،وقتی موقع ِ رسیدن میشود ،پتک ِ بزرگ و بی رحم ِ همیشگیِ زندگی ات میزند توی سرت که ،دختر جان تو یک آدم معمولی هستی .. برو چندتا آرزوی معمولی و دم دستی پیدا کن و زور بزن بهشان برسی .. تازه اگر بگذارند ..تو را چه به فتح ِ قله های بلند ِ آرزوهای بزرگ ..اما حداقلش این است که من اگر آدم معمولی هم باشم ، از آن معمولی هایی نیستم که هی هربار زمین میخورند بلند نشوند ..من بعد ِ هر زمین خوردن ،- از بس زمین خورده ام عادت کردم البته -هدفون ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش سلیمانی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 17:29

توی لیستِ تلفن های ضروری کشور اتریش ،
چشمم میخورد به 142 : تلفن کمک های معنوی و اضطراب از تنهایی و غم
کاش یک درست و درمانش هم توی ایران بود ..
که اگر بود و خوب بود ، آدمهای خوشحال تر و دل سبک تری نبودیم ؟ ..

برچسب: 142 lbs to kg,142,142 pill,14221,142 pokemon,1420,1420 am,1421,14225,14226, نویسنده: کیانوش سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 1:30

1 ) میدونی ، خوبیش اینه هنوزم اون فیلمای 3 نفریمونو که میبینم ، خنده هامون ، هنوز باهاش میخندم .. واقعی می خندم .. هرچند آدمای توی فیلم دیگه برام همون آدما نیسن .2 ) کاش همون سالی که قرار بود برم ازین شهر و عکس ِ یادگاری های آخر و گریه و نمی تونم و نرو و بیرون رفتنا و عزیز بودنا بود میرفتم . کاش میرفتم . کاش .3 ) وقتی که زندگی یه تئاتر ِ مزخرفه .. ذهنت مشغول ِ همه چی هس جز اونی که باید باشه .4 ) گاهن فک می کنی همه چی و پاک کردی ، اما بعد دو سال و نیم یه نامه خطاب به اون پیدا میشه . خوبیش اینه دیگه دیگه خوندنش پریشونت نمی کنه . فقط با پوزخند میگی خاک تو سرش ! ..5 ) طالع کلوب : بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیانوش سلیمانی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 5:03


گرچه دور ،
گرچه دیر ،
اما ای کاش در من اتفاقی بیفتد ..

اردی بهشت نمی دانم کدام سال ِ خون / آن

+ من به اندازه ی دو وجب از دست های گره خورده به آرزوی تو ، دعا می خواهم .

برچسب: نویسنده: کیانوش سلیمانی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 5:03


my life is full of fucker people ! who constantly disturb my feels and life and my Decisions ..
and do not let me free .. do not let me free too live only for my self .. for my favorites ..
And now I want to give them the middle finger..
hey my dears .. i hate you .. i hate you because you exclude me from real and happy and relax life ..
but .. yeah .. I am the main culprit .. because i let you .. !!

+ هیچ اهمیتی نداره که این متن غلط گرامری داره !

برچسب: middle finger emoji,middle finger text,middle finger,middle finger emoticon,middle finger emoji copy and paste,middle finger gif,middle finger pictures,middle finger emoji iphone,middle finger symbol,middle finger meaning, نویسنده: کیانوش سلیمانی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 5:03

5-6 سال پیش . هه . چقدر سال است مجازی بزرگ شده ام .
کیف ِ عجیبی دارد بعد از 3-4 سال ناشناس بروی بلاگ دوست هات کامنت های بو دار بگذاری ..


بعد تر : بعد تازه کیف ِ مات و مبهوت کننده تر این است که با وجود ِ ناشناس بودنت با تیزی بشناسدت ! .. عجب ..

برچسب: hack, command,configure,hack anime, command linux,meaning, in linux, matlab,hack sign, unix command, نویسنده: کیانوش سلیمانی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 5:02

آخرین سنگر ؟
همین نوشتن است انگار .
همین کلیدهای سفید کیبرد ، که تند تند هرآنچه به زبان نامدنی ست را ، بنویسد

که یک وقت خفه نشوم . که یک روزی هم اگر سرانجام شدم خاموش ، یک ردی از من باقی مانده باشد . که برسد به دست کسی ، یادم بیفتد ، سخت دلش برایم تنگ شود ، و شاید دلش خواست یک دل سیر های .. های ..
این ردهای به جای مانده را دوست دارم ..

برچسب: آخرین سنگر آزادی,آخرین سنگر سکوته,آخرین سنگر سکوته داریوش,آخرین سنگر سکوته داریوش دانلود,آخرین سنگر سکوته دانلود,آخرين سنگر سكوته,آخرین سنگر سکوت است,آخرین سنگر,آخرین سنگر داریوش,آخرین سنگر سکوت داریوش, نویسنده: کیانوش سلیمانی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 5:02

صفحه بندی